روان‌شناسانی که منشی و صندوق‌دار بیمارستان‌ها شده‌اند
یادداشتی به قلم، آرزو حاج‌عزیزی / کارشناس ارشد روانشاسی بالینی و مراقب سلامت روان


18 شهریور 1399 ساعت: 10:6



 امروزه اهمیت سلامت روان و تاثیر آن بر دیگر بخش‌های زندگی انکار ناپذیر است. تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامت روان نبود اختلال روانی نیست بلکه حالتی از بهزیستی است که فرد توانمندی‌های خود را شناخته و از آنها استفاده می‌کند. این سازمان حدود سه دهه قبل ضمن هشدار در رابطه با بی‌توجهی نسبت به سلامت روان، اعلام کرد که از ده بیماری ناتوان کننده 5 مورد آنها بیماری‌های اختلال روان هستند.
بر اساس اعلام دفتر سلامت روان، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت 23.6 درصد افراد جامعه در گروه سنی 15 تا 64 سال از یک اختلال روان رنج می‌برند یعنی از هر 4 نفر در این گروه سنی یک نفر دچار یکی از این اختلالات است. بیماری روانی یکی از ناتوان کننده ترین بیماری‌هاست که عملکرد روزانه افراد را در تمامی زمینه‌ها مختل می‌کند. این دفتر اعلام کرده شایع ترین بیماری در کشور اختلالات روانپزشکی است که سهم زنان در این زمینه بیشتر از مردان است اما میزان مرگ ناشی از بیماری روانی در مردان بیشتر است.

بر اساس اصل 29 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، برخورداری از بهداشت و درمان حق مسلم برای همه مردم است. در سال 1365 برنامه کشوری بهداشت روان تدوین شد و در سال 1367 به تصویب رسید. این برنامه در سال 1369 با تصویب شورای معاونین وزارت بهاشت، به‌عنوان جزء نهم PHC شناخته شد. در همین سال برنامه کشوری بهداشت روان به دانشگاه‌های بیشتری گسترش پیدا کرد. در سال 1374 تمام دانشگاه‌ها (حداقل یک شهرستان در هر دانشگاه) مجری برنامه بودند.

هدف از اجرای این برنامه فراهم آوردن خدمات اساسی بهداشت روان برای همه مردم با تاکید بر گروه‌های آسیب پذیر و مردم محروم است. ضمناً این برنامه در نظر دارد آگاهی مردم و همچنین آگاهی و مهارت تیم سلامت را در ارائه خدمات بهداشت روان افزایش دهد و مشارکت جامعه را در بهره‌مندی از این خدمات جلب کند. بر همین اساس فارغ التحصیلان گروه تحصیلی روانشناسی بالینی مشمول گذراندن طرح اختیاری در دستگاه‌های مربوطه و به ویژه مراکز خدمات جامع سلامت شهری و روستایی وزارت بهداشت شدند.

به گفته فریبرز درتاج نایب رئیس سازمان نظام‌روانشناسی با توجه به استاندارد‌ها به ازای هر 50 خانوار باید یک روانشناس خدمات روان شناختی ارائه کند که در حال حاضر به 512 هزار روان شناس و مشاور نیاز داریم. همچنین خدابنده لو مدیرکل سابق دانشجویی وزارت بهداشت بر لزوم حضور یک روانشناس به ازای هر 350 دانشجو در دانشگاه‌های علوم پزشکی تاکید کرده است. تا به استانداردهای جهانی نزدیک باشیم این در حالیست که در حال حاضر به ازای هر 550 دانشجو در دانشگاه‌های علوم پزشکی یک روانشناس حضور دارد.

از سوی دیگر بر اساس آماری که علیرضا رئیسی معاون وزیر بهداشت اعلام کرده است هزار و 600 کارشناس سلامت روان در شبکه بهداشت کشور مستقر هستند. که قاعدتا تعدادی از این کارشناسان افرادی هستند که طرح خود را می‌گذرانند. متاسفانه بسیاری از این افراد در حالی که ابلاغ آنها برای پست کارشناس سلامت روان صادر شده است در بخش‌های نامرتبط مانند منشی یا صندوقدار در بیمارستان‌ها به کار گرفته می‌شوند. بر اساس مشاهدات نگارنده، در میان دوستان و همکاران چه در بازه زمانی 1390 تا 1396 که طرح تحول سلامت اجرایی شد و چه در زمان حاضرکه طرح اختیاری در دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور در حال اجرا است تعداد زیادی از روانشناسان و مراقبان سلامت در پست‌هایی غیر تخصصی در حال خدمت و گذراندن طرح خود هستند.

با نگاهی اجمالی به وضعیت حاکم بر کشور متوجه می‌شویم که شرایط روان‌شناختی موجود نابسامان است. پیمایش‌های کشوری و داده‌های اعلام شده از سوی وزارت بهداشت نشان می‌دهد که شیوع بیماری‌های روانی رو به افزایش است. در حال حاضر حدود 800 هزار ایرانی دچار اختلالات شدید روانی هستند که نیازمند دریافت خدمات روانپزشکی می‌باشند و همچنین در کنار این افراد جمعیتی وجود دارند که از اختلال‌های خفیف‌تر روانی رنج می‌برند و در دراز مدت می‌تواند منجر به افزایش میزان خودکشی، مصرف مواد مخدر، پرخاشگری و بیماری‌های جسمی شود. با مداخله روان‌درمانی و مداخله‌های غیر دارویی به موقع می‌توان این آسیب‌ها را به حداقل رساند. آسیب شناسان اجتماعی معتقدند آمار اختلالات روانی در جامعه بسیار بیشتر از آمارهای رسمی است چراکه آمارهای اعلام شده از سوی پزشکی قانونی حکایت از افزایش خشونت دارند و از آنجایی که یکی از دلالیل اصلی ناهنجاری‌های اجتماعی مانند خشونت، بیماری‌های روانی و وضعیت نامناسب روحی و روانی است که نشان می‌دهد سطح تاب‌آوری افراد پایین آمده است. بنابراین خشونت و وضعیت روحی و روانی همبستگی مثبتی با هم دارند که افزایش هر کدام از آنها نشان از افزایش دیگری دارد.

گزارش سازمان ملل متحد در زمینه نشاط اجتماعی ملتهای جهان در سال 2016 مشخص کرد که رتبه ایران از بین 150 کشور، 105 بود. تمامی این موارد حاکی از این است که وضعیت روحی و روانی کشور چندان مناسب نیست و نیازمند مداخله جدی است.

با توجه به تاثیر مثبت ارائه خدمات روان شناختی و آموزشی در قالب مشاوره و روان‌درمانی و آموزش عموم مردم در زمینه مسائل مختلف روانی، اجتماعی و اعتیاد، در پیشگیری و درمان مشکلات روحی و روانی و همچنین افزایش سواد روانشناسی عموم مردم، وجود این خدمات حائز اهمیت است. سلامت اجتماع و پیشگیری از آسیب‌های روانی نیازمند دریافت خدمات روان شناختی از قبیل آموزش مهارت‌های زندگی، مهارت‌های فرزند پروری، آموزش‌های خودمراقبتی در مقابل اختلالات و مشکلات روانی از قبیل خشم، افسردگی، پیشگیری از اعتیاد، پیشگیری از کودک آزاری و همسرآزاری می‌باشد که این مهم با مراجعه به مراکز ارائه دهنده خدمات روان شناختی تحقق می پذیرد اما وجود شرایط اقتصادی کنونی از یک طرف و هزینه‌های گزاف مشاوره و روان‌درمانی و عدم حمایت مالی بیمه در طرف دیگر موجب شده تا همه افراد جامعه توان استفاده از این خدمات را نداشته باشند و عملا اقشار کم درآمد و حاشیه‌نشین از این خدمات حذف می‌شوند و از سوی دیگر بیشترین آسیب‌ها مخصوصا در حوزه سلامت اجتماعی در همین مناطق بروز پیدا می‌کنند.

وزارت بهداشت با تدوین و اجرای برنامه کشوری بهداشت روان و ادغام آن در سامانه مراقبت‌های بهداشتی اولیه ایران، سعی کرد تا شرایط برخورداری آحاد جامعه و مخصوصا قشر محروم وآسیب پذیر از خدمات روان شناختی به صورت رایگان و افزایش سلامت روان افراد جامعه فراهم شود. اما متاسفانه در عمل شاهد موفقیت این برنامه نیستیم چرا که بسیاری از مردم حتی از وجود بخش سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد مراکز جامع سلامت و ارائه خدمات رایگان روانشناختی توسط این بخش آگاه نیستند. با توجه به کمبود نیروی متخصص در این زمینه و به کارگیری کارشناسان طرحی در بخش‌های غیر مرتبط و غیر تخصصی شاهد عدم موفقیت برنامه کشوری بهداشت روان هستیم.

حال این پرسش مطرح است که با توجه به وضعیت کنونی سلامت روان جامعه و نیاز مبرم مردم به دریافت خدمات روان شناختی از یک سو و همچنین کمبود نیروهای تخصصی بهداشتی و درمانی در حوزه سلامت روان، چرا دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور به جای بهره گرفتن از ظرفیت نیروهای موجود و پرورش آنها در راستای بهبود سلامت روان جامعه از روان شناسان در بخش‌های نامرتبط استفاده می‌کنند؟

به نظر می‌رسد دانشگاه‌های علوم پزشکی باید در این راستا پاسخگو بوده تا هم برنامه کشوری مسیر خود را ادامه دهد و هم اقشار محروم که تنها راه دسترسی آنها به خدمات رایگان بهداشت روان از مسیر مراکز مراقبت سلامت می‌گذرد از این خدمات بهره‌ببرند.
دیدگاه کاربران
نام :    ایمیل : 

عکس خوانده نمی‌شود کد امنیتی :      

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد

طراحی و اجرا توسط: هیاهو